درباره نویسنده
مجید
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • مجید
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • ..بهشت ... جهنم......
  • ارشمیدس در حمام!
  • ساخت بزرگراه در دل جنگل با کمترین خسارت-حتما ببینید
  • درد چیست ؟
  • انتخابات خوی
  • رئیس ورزش شهرستان خوی
  • یادی از مرحوم حسین پناهی
  • الا ای ایرانیان
  • جمله ای تلخ از دکتر شریعتی
  • دکتر مرتضی شیخ
  • خصلتهای جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت یونانی
  • پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
  • دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
  • بازم اومدم
  • یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
  • ...
  • انتخاباتی دیگر
  • انتخاب
  • یاد امام
  • پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸
  • جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
  • شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
  • دکتر شریعتی
  • دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
  • میر حسین موسوی آمده است
  • پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸
  • یاداور
  • یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
  • سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
  • چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
کلمات کلیدی مطالب
  • آ - غ (۱)
  • انتخابات (۱)
  • انتخابات خوی (۱)
  • ایران (۳)
  • ایرانیان (٢)
  • بسیج (۱)
  • خوی (٥)
  • دارالصفا (۱)
  • دانشگاه آزاد (۱)
  • درویش (۱)
  • دنیا (۱)
  • دکتر مرتضی شیخ (۱)
  • شهرستان خوی (٢)
  • شیخ (۱)
  • مرتضی (۱)
  • مرتضی شیخ (۱)
  • مهندسی (۱)
  • ورزش خوی (٢)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • آذر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
دوستان من
  • "حقایق درباره ی نازلی"
  • شیخ سعید طالبی نیا
  • پسری از نسل باران
  • گلهای کاغذی
  • شهید بهشتی
  • کندوی عسل
  • خانم ابتکار
  • خیالات من
  • darvish58
  • خواهرزاده
  • آرشیتکت
  • قلم نیوز
  • حکیمانه
  • ارکیده
  • آيلين
  • میم
  • حوا
  • صبح
  • فروغ
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



من هستم ، من.نماینده خالقم که خلق کنم
..بهشت ... جهنم......
نویسنده: مجید - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠

 

 

ایمان بیاورید اگر تا حالا نیاوردید ..غفلت موجب پشیمانی است.  

 

بهشت... جهنم...

 

  فکر می کنین که اگر قرار بود الان یه کتاب آسمانی نازل بشه برای ایرانی جماعت، توش چه وعده هایی را برای بهشت و جهنم خداوند میدادند؟

 

بهشت:

در آنجا پارکهایی هستند که میتوانید در آنها با اهل بهشت آب بازی کنید

در بهشت هرگونه که خواستید بگردید حتی لخت مادرزاد، در آنجا کسی کاری به کارتان ندارد و کسی در شما نظر نخواهد کرد

به شما نوت بوکی میدهیم با 72 نرم افزار رایگان و 72 گیگ اینترنت رایگان بدون فیلتر تور که در همه جای بهشت آنتن میدهد

بر بام هر خانه ای در بهشت 72 دیش ماهواره موتور دار قرار داده ایم که بهشتیان میتوانید با هر یک 72.000 کانال بگیرند، همانا در بهشت بر روی دیشهای شما پارازیت نمی اندازیم و کسی دیشهای شما را جمع نخواهد کرد و با آسودگی خیال به هر سایتی که همه مجازند سر خواهید زد و لذتی وافر خواهید برد...

در آنجا دکه هاییست که میتوان از آنها روزنامه ها و کتابهایی خرید که سانسور نشده و جز حقیقت در آن نوشته نشده است و هیچ روزنامه ای با نام کیهان و با پسوند و بدون پسوند یافت نمی شود....

در بهشت مرغهایی برای بهشتیان قرار داده ایم که فرت و فرت تخم میکنند، تخمهایی دو زرده و سه زرده و وقتی آنرا بشکنید از آن املت محلی بیرون میاید و از تخم مرغ چینی خبری نیست و اهل بهشت هیچ گاه از خوردن آنها سیر نمیشوند چون غذای مرغان تقلبی نیست و تغذیه طیور نیز بهشتی است...

در آنجا جویهایی از مارتینی، اسکاچ، تنسی و ابسلوت برای اهل بهشت جاریست که وقتی از آن بخورید مست میشوید و عقل از سرتان میپرد و با حوریانی که آنها نیز مست و ملنگ هستند بصورت های مختلف هر مدلی که بخواهید میتوانید که ساعت های مدیدی ...کنید...

در بهشت هواپیماهایی برای مومنین قرار داده ایم که تاخیر ندارد و سقوط نمیکند و نیازی به لوازم یدکی ندارند و خلبانان ماهری دارند که حتی در حین مستی هم تعادل هواپیما را حفظ می کنند...

در بهشت اثری از گشت شهرت و تربیت مردمان نیست و همه گشتی ها خودشان بدنبال عشق و حال هستند...

و همه اینها پاداشی است برای آنها که در مقابل جور و فساد قد علم کرده اند....

 

جهنم:

در جهنم هرگونه خوشی بر شما حرام است، فقط صدای نی آن هم به شرطی که شما را به گریه اندازد.

در جهنم زیبایی بر شما حرام است، همانا در آنجا غولانی پر هیبت و زشت از زن و مرد را بر شما قرار داده ایم که اگر یک تار مویتان بیرون باشد پایتان را فلک میکنند و به ازاء هر تار مویتان 74 ضربه شلاقتان میزنند

در جهنم اینترنت پر سرعتی برای گناهکاران قرار داده ایم با 2500 گیگ که با آن جز در سایتهای تبیان و دارالحدیث و الکوثر نتوانند بروند و هر جای دیگری که بروند بنویسد " دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نمیباشد" باشد تا جانشان درآید

در جهنم دیشهایی از برای جهنمیان قرار داده ایم که بیست و چهار ساعته روی آن پارازیت است تا ببینند و حرص بخورند، همانا ما قادر و توانا هستیم

در آنجا دکه هایی از برای اهل جهنم قرار داده ایم که در آن جز کیهان نفروشند و وقتی آنها را ورق زنند از میان اوراق آن بوی گه به مشام رسد

در جهنم ماهی 60 لیتر بیشتر بنزین به شما نمیدهند و از برای آن باید ساعتها در صف بایستید و توی سرتان بزنند و چشمتان کور شود میخواستید نیایید جهنم و چه سیب را گاز می زدید یا انقلاب می کردید در هر صورت آش کشک خالتونه...

در آنجا جویهایی جاریست از ماءالشعیر که هر چه از آن بخورید مست نشوید و خمار و پکر به سر کار بروید...

جهنمیان را در هواپیماهایی مینشانیم و بر بالای جهنم میگردانیم که تکان تکان میخورد و از چهار ستونش صداهای عجیب و غریب می آید و آنها را جان به لب میکنیم و امواتشان را جلوی چشمانشان می آوریم، آنگاه هواپیما را ساقط کرده، همه شان را میکشیم و دوباره زنده شان کرده و باز در همان هواپیما می نشانیمشان و تا ابد شکنجه می گردانیمشان همچون دنیای پست و زندانی که در آن بودند و در خفقان و اسارت غوطه می خوردند در عذابشان قرار می دهیم...

در جهنم همه رنگ ها سیاه است و تنها یک رنگ بالاتر از سیاهی است و آنهم رنگ نکبت است و کلاه و کلاه برداری و تقلب و کلاه گذاری سر تازه وارد شدگان به جهنم که هنوز ابله و ساده می نمایند و تجربه زور گیری و فشار و خودسری و سیاهی ها را بطور کامل در دنیایی که بوده اند نچشیده اند و حتی در گوانتانامو هم تا این این حد نبوده و نشنیده اند...

خلاصه این عذابی است که برای فاصدان و ظالمان تعیین شده است و جا یی برای بخشش نمانده...  

 

 

نظرات ()



ارشمیدس در حمام!
نویسنده: مجید - پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠

ارشمیدس در حمام!
 


معروف است که یکی از بزرگ‌ترین کشفیات ارشمیدس در حمام صورت گرفت و وی شوق‌زده، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد و فریاد کشید «یافتم، یافتم».

روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطه‌خوردن در آب کرد. پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، باز پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...

کسانی که حمام نرفته‌اند نمی‌دانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندباره‌ای دارد. پژواک صدا در خود صدا می‌پیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را می‌کشند از ته دل فریاد می‌زد: یافتم، یافتم...

اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیک‌تر بودند بی‌اختیار ذهن‌شان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوش‌شانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...

اما ارشمیدس بی‌اعتنا به همه‌چیز و همه‌کس و حتی لباس‌هایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.

صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟

بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریاد‌زنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است!

حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد می‌زد: دزد، دزد، بگیریدش...

وقتی ارشمیدس از کنار بازار شهر گذشت جمعیتی که از پی‌اش می‌دوید به هجده نفر رسید، در حالی که ارشمیدس همچنان فریاد می‌زد: یافتم، یافتم...

شمع‌فروشان و نعل‌بندان و خلاصه کاسب‌کارها از کسانی که به دنبال ارشمیدس بودند می‌پرسیدند: «مگر چه شده است؟» و آنها جواب می‌دادند: «یافتش، یافتش» و همین‌طور از پی ارشمیدس می‌دویدند.

پیرزنی گفت: چه بی‌حیاست این مرد!

لاتی به محض اینکه ارشمیدس را آن‌طور لخت مادرزاد دید گفت: این چی‌چی پیدا کرده که باید حتماً لخت باشه تا نشون بده؟!

در سرکوی سگ‌بازها، آنجا که «کلبی»‌ها جمع می‌شدند، بالاخره جلوی ارشمیدس را گرفتند. لنگی به دور تنش پیچیدند، پیرمردی نفس‌نفس‌زنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است!

حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است، مال حمامی است.

یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بی‌حرف! این چیزها مال دولت است.

مرد میانسالی از جمعیت گفت: قربان هنوز معلوم نیست چی‌چی هست.

مأمور خود را از تک و تا نینداخت: پس زودتر معلوم کنید تا بفهمیم صاحب چه چیزی هستیم!

اما ارشمیدس که غافل از دور و برش بود همین‌طور داد و فریاد می‌کرد: یافتم، یافتم، یافتم...

جمعیت که هر دم بیشتر می‌شد و کلافه بود دسته‌جمعی فریاد زدند: آخه بگو چی ‌یافتی؟

ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع هم‌حجمش سبک می‌شود.

مردم گفتند: چی‌، چی گفتی؟

ارشمیدس که از دقت و توجه مردم نسبت به مسائل علمی شوق‌زده شده بود شمرده گفت: دقت کنید، ‌هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع هم‌حجمش سبک می‌شود.

همگی با هم گفتند: «این مردک خر چه می‌گوید، دیوانه است» و از دورش پراکنده شدند و ارشمیدس از دور صدای مردی را شنید که می‌گفت «هر جسمی که در آب فرورود به اندازه ارشمیدس دیوانه نمی‌شود» و صدای خنده مردم بلند شد.

فردای آن روز به سردر حمام یک تابلوی کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود:

برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم

 

 

 

  با تشکر از جناب آقای سعید آجرلو

نظرات ()



ساخت بزرگراه در دل جنگل با کمترین خسارت-حتما ببینید
نویسنده: مجید - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

ساخت بزرگراه در دل جنگل با کمترین خسارت-حتما ببینید


 
 
ما کجاییم و آنها کجا؟!


اشکال نداره عوضش ما ... داریم!!
نظرات ()



درد چیست ؟
نویسنده: مجید - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

 


It's said that picture is worth thousand words. These images truly confirm that statement. Have a look at these images below and you'll surely not going to remain indifferent. This is an amazing collection of best, most moving and inspiring photojournalism images and documentary photos.

Each one of them has its own deeply moving story. You can't miss this.

photojournalism01

Man mutilated Rwanda
World Press Photo of the Year: 1994 James Nachtwey, USA, Magnum Photos for Time. Rwanda, June 1994. Hutu man mutilated by the Hutu `Interahamwe' militia, who suspected him of sympathizing with the Tutsi rebels. About the image Nachtwey says his specialty is dealing with ground level realities with a human dimension. He feels that people need photography to help them understand what's going on in the world, and believes that pictures can have a great influence on shaping public opinion and mobilizing protest.

photojournalism02

Losing
In this picture, Lurlena cries in the back of the family car after losing the contest for Carnival Princess at her school. She spent the day getting ready, with a new white dress and new shoes. The winner was decided based on whose parents bought the most tickets, and Lurlena's family could only afford eight dollars worth.

photojournalism03

Hard Work in Hong Kong

photojournalism04

 

Beautiful sigh

photojournalism05

Candy Cigarette
This photo, titled Candy Cigarette, not just displays something, it tells a story. It is both emotional and beautiful. This is what the originality of black-and-white-photography is all about.

photojournalism06

 

Pilgrim
Tibetans believe, once in their life, a pilgrimage to Lhasa is of exalted purpose and moral significance. Therefore, we see people like this, especially in spring and autumn, on their journey of faith, sometimes thousands of miles long, kowtowing every few steps.

photojournalism07

Arirang Mass Games
Even during the Arirang Mass Games in North Korea, the ultimate expression of the state ideology, an individual can still sometimes stand out from the crowd and break free of the collective. If only just for a moment. (Photo and caption by Brendyn Zachary)

photojournalism08

Iguazu falls in Brazil
"On my second day visiting the astounding Iguazu falls on the Brazilian side I was forced to change to my telephoto lens as my wide angle had been damaged by the water vapour. In had rained solid for 10 days prior to my arrival and so the falls were at their most spectacular. Standing on the elevated viewing platform I was able to shoot this school group who stood transfixed, emphasizing the incredible size of the falls." (Photo and caption by Ian Kelsall)

photojournalism09

Malawian boy running after 4×4
"I took the photo while on my one-month stint in Malawi Africa where I mainly worked in orphan day-care centres, also visiting Mulanji Hospital. The photo was taken from the Mulanji Hospital four-wheel-drive ambulance, travelling on the extremely rough roads from village to village, visiting the sick who were unable to reach the hospital." Photo taken by Cameron Herweynen.

photojournalism10

Sewing Machine
A damaged sewing machine after the cyclone hit, Amtali, Patuakhali, Bangladesh 19 November 2007. EPA/ABIR ABDULLAH

photojournalism11

Shelter
Child takes shelter with his mother before the cyclone hit. Cox's Bazar, Bangladesh.

photojournalism12

New Year's Eve, St. Jacques, Perpignan, 2006
This picture of a five year-old gypsy boy was taken on New Year's Eve 2006 in the gypsy community of St. Jacques, Perpignan, Southern France. For Christmas and New Year's Eve, the men would gather in the Café in their best suits to drink and dance while their wives would prepare dinner at home. It is quite common in St. Jacques for little boys to smoke.

photojournalism13

 

Riot in the city
Riot in Toulouse, France (March 25th, 2007) after the campaign of a politician.

photojournalism14

Jump!

photojournalism15

Pain and Beauty

photojournalism16

Bhopal Disaster
This photograph from December 4, 1984 shows victims who lost their sight in the Bhopal poison gas tragedy as they sit outside the Union Carbide factory in Bhopal, India.

photojournalism17

From the series "Children of Black Dust", Dhaka, Bangladesh
A woman holds her child, blackened by carbon dust. His nose bleeds due to infections caused by exposure to dust and pollution during play in the workshop in Korar Ghat by on the outskirts of Dhaka. Many women bring their children along so they can look after them while working.

photojournalism18

New York City
USA. New York City. September 15, 2001. Signing a memorial in Union Square.

photojournalism19

Hhaing The Yu
Hhaing The Yu, 29, holds his face in his hand as rain falls on the decimated remains of his home in the Swhe Pyi Tha township, near Myanmar's capital of Yangon (Rangoon), on Sunday, May 11th, 2008. Cyclone Nargis struck southern Myanmar a week ago leaving millions homeless and has claimed up to 100,000 lives.

photojournalism20

 

Culture

photojournalism21

Sandra Gil
A long line of visitors forms in front of Sandra Gil outside the Krome Detention Center in Miami where her husband, Oscar Gonzalez, is being held. On the morning of November 8, Immigration and Customs Enforecment (ICE) officers arrested the family at their home. They detained Gonzalez and released Gil with her son, American born Joshua Gonzalez, 5, with orders to leave for Colombia within weeks, The family was denied asylum after seven years living and working legally in teh country.

photojournalism22

Memories
Sitting alone on a little place surrounded by cars traffic. Self-isolation. Waiting for nothing. He talked to me for about an hour. Of a lost life. An ordinary life like mine, like many others. And now…

photojournalism23

Tap-Tap
Tap-tap buses waiting to get full and depart for their regular route in the downtown of Port-au-Prince.

photojournalism24

Swiss pilot Yves Rossy
Swiss pilot Yves Rossy, the world's first man to fly with a jet-powered fixed-wing apparatus strapped to his back, flies during his first official demonstration, on May 14, 2008 above Bex, Switzerland. (Fabrice Coffrini/AFP/Getty Images)

photojournalism25

 

Romantic!

photojournalism26

Railway to Heaven

photojournalism27

Gold Price
In Wall street, a man holds a placard of " We Buy Gold", as gold price has increased due to the current financial crisis or economic melt-down.
New York, Oct 13 2008.

photojournalism28

Child Labor In Egypt

photojournalism29

Construction worker, Soweto Township
Final construction at the Maponya mall in Piville township, Soweto. The 650 million Rand mall is one of the largest shopping centers in South Africa, and its opening is a sign of the commercial awakening of Soweto.

photojournalism30

Child Labor. Bangladesh
Child labor is not a new issue in Bangladesh as children here remain one of the most vulnerable groups living under threats of hunger, illiteracy, displacement, exploitation, trafficking, physical and mental abuse. Although the issue of child labor has always been discussed, there is hardly any remarkable progress even in terms of mitigation. 17.5 percent of children aged 5-15 are engaged in economic activities. Many of these children are engaged in various hazardous occupations in factories.

photojournalism31

Aftermath of Earthquake in Balakot, Pakistan. 2005
This image was taken about one month after the earthquake in Pakistan. People were still coming down from the mountains trying to find shelter and were suffering from trauma. Winter was on the way and the need for shelter was urgent. This father with his child had been collecting food. I spent ten days in Balakot documenting the situation after the quake. People were still digging for their family members.

photojournalism32

Seen in Ludwigsburg, Germany

photojournalism33

Huge Wave
Kerby Brown rides a huge wave in an undisclosed location southwest of Western Australia July 6, 2008, in this picture released November 7, 2008 by the Oakley-Surfing Life Big Wave Awards in Sydney. Picture taken July 6. (REUTERS/Andrew Buckley)

photojournalism34

The Head of a Male Student
The head of a male student, still alive, trapped under the debris is pictured at the scene of the church school that collapsed on the outskirts of Haiti's capital Port-au-Prince, November 7, 2008. At least 30 people were killed when the three-story La Promesse school building collapsed while class was in session and some of the walls and debris crushed neighboring homes in the Nerettes community near Port-au-Prince. (REUTERS/Joseph Guyler Delva)

photojournalism35

Starving Boy and Missionary
Wells felt indignant that the same publication that sat on his picture for five months without publishing it, while people were dying, entered it into a competition. He was embarrassed to win as he never entered the competition himself, and was against winning prizes with pictures of people starving to death. (World Press Photo of the Year: 1980 Mike Wells, United Kingdom. Karamoja district, Uganda, April 1980).

photojournalism36

Afghan Girl
And of course the afghan girl, picture shot by National Geographic photographer Steve McCurry. Sharbat Gula was one of the students in an informal school within the refugee camp; McCurry, rarely given the opportunity to photograph Afghan women, seized the opportunity and captured her image. She was approximately 12 years old at the time. She made it on the cover of National Geographic next year, and her identity was discovered in 1992.

photojournalism37

Sichuan Earthquake
A man is crying while he flips through a family album he found in the rubbles of his old house.




نظرات ()



انتخابات خوی
نویسنده: مجید - دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

باز فصل انتخابات می رسد

باز در شهر صدای طرفدارانی می رسد که بیشتر شبیه صدای آوازه ب ب یی ایست

سایت می زنند، طرفداری می کنند، هر چی دلشان خواست می گویند آبرو می ریزند دم از دین و اخلاق می زنند باج می خواهند و قول باج می دهند باز در شهر یاد فقرا افتاده اند

دیگر مشق سیاست است که گفته اند  نمی شناسد حتی عزیز ترین کست که پدر و مادرت باشد

شواری شهرمان خوب و عالیست به پدر و مادر همدیگر رحم نمی کنند تصمیماتی می گیرند که به عقل خودشان هم نمی آید امید مان هم از ایثار و ایثارگر هم تمام شد دلمان خوش بود که آنها آنجایند

وشهرداری شهر ، عجب جایی است آدم می خواهد هی تعریفش کند آنروز می گفتند هفته بسیج است و قدردانی از بسیج و ایثارگر ولی ما مثل سالهای دیگر چیزی ندیدیم کاش می شد به ما هم یاد می دادند چگونه می شود ایثارگر شد .

نمایندیمان مشغول کار خود است که نتیجه اعمال را مردم در انتخابات نشانش خواهند داد

و

مردم شهر مشغول مشغله های زندگیشان 

و ایرانمان ...

نظرات ()



رئیس ورزش شهرستان خوی
نویسنده: مجید - دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

مدیریت ورزش خوی  به آقای علی بگلر  واگذار شده است . از روزی که این امر به اجرا گذاشته شده خبری در مراکز خبری دیده نمی شود . این شخص سواد آکادمیک در رشته خود و تجربه ایی چندین ساله در این امر داشته اند و اکنون هم به ادامه تحصیل در این رشته می پردازند . با شناختی که از این شخص داشته ام پی به جدیت در کار و علاقه به  رشته خود و شهر خوی دارد .در بعضی از نظرات دیده شده که بعضی از افراد بنا به دید شخص ، شخصیت خود حرفهایی شمرده اند که نیاز به تحلیل آن ندارد فقط اصل مطلب بر این است افرادی که گرایش سیاسی نداشته و اهل چابلوسی نبوده اند در شهر ما جایگاهی برای خود نداشته اند باید دزد بود که دزدان به پرستشت بیایند . انشاءالله خدایمان هدایتمان کند و آرزوی موفقیت به این رئیس نوپا داشته و انشاءالله مقبولیت عمومی را جلب نمایند . 

یا حق 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »